[اسم]

Treasury

/ˈtreʒəri/
غیرقابل شمارش

1 وزارت اقتصاد و دارایی خزانه‌داری

معادل ها در دیکشنری فارسی: خزانه‌داری
  • 1.The Treasury was under pressure to lower interest rates.
    1. وزارت اقتصاد و دارایی تحت فشار بود تا نرخ بهره را کاهش دهد.

2 خزانه (treasury)

معادل ها در دیکشنری فارسی: خزانه خزینه گنجینه
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان