[فعل]

to unite

/ˈjuˌnaɪt/
فعل ناگذر
[گذشته: united] [گذشته: united] [گذشته کامل: united]

1 متحد شدن یکی شدن

مترادف و متضاد join unify divide separate
  • 1. The thirteen colonies united to form one country.
    1 . سیزده مستعمره متحد شدند تا یک کشور (واحد) تشکیل دهند.

2 متحد کردن یکی کردن

مترادف و متضاد merge
  • 1. America and Russia were united against a common enemy in World War II.
    1 . آمریکا و روسیه در جنگ جهانی دوم علیه یک دشمن مشترک متحد شدند.
  • 2. Matrimony united two famous Virginia families.
    2 . ازدواج دو خانواده مشهور ویرجینیایی را یکی کرد.
  • 3. We need a leader who can unite the party.
    3 . ما به رهبری نیاز داریم که حزب را متحد کند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان