[صفت]

unlucky

/ʌnˈlʌk.i/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: unluckier] [حالت عالی: unluckiest]

1 بدشانس بدیمن

مترادف و متضاد unfortunate fortunate lucky
  • 1.They played well and were unlucky to lose.
    1. آنها خوب بازی کردند و بد شانس بودند که باختند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان