[صفت]

various

/ˈver.iː.əs/
غیرقابل مقایسه

1 گوناگون مختلف

مترادف و متضاد different diverse numerous varied
  • 1.I left London for various reasons.
    1. لندن را به دلایل گوناگون ترک کردم.
  • 2.They have offices in various parts of the country.
    2. آنها در بخش‌های مختلف کشور دفتر دارند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان