[اسم]

weed

/wiːd/
غیرقابل شمارش

1 ماری‌جوآنا

مترادف و متضاد cannabis marijuana
  • 1.I wish I could give up the weed!
    1. ای کاش می‌توانستم ماریجوانا را ترک کنم!

2 علف هرز

معادل ها در دیکشنری فارسی: علف هرز
  • 1.The yard was overgrown with weeds.
    1. حیاط پوشیده از علف هرز شده بود.
[فعل]

to weed

/wiːd/
فعل گذرا و ناگذر
[گذشته: weeded] [گذشته: weeded] [گذشته کامل: weeded]

3 وجین کردن چیدن علف هرز

معادل ها در دیکشنری فارسی: وجین کردن
  • 1.I've been weeding the flower beds.
    1. من مشغول وجین کردن خاک بستر گل ها بوده ام.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان