1 . وقت سپری کردن
[عبارت]

spend time

/spɛnd taɪm/

1 وقت سپری کردن وقت گذراندن

معادل ها در دیکشنری فارسی: گذراندن
  • 1.I don't spend time with my family.
    1. من با خانواده‌ام وقت نمی‌گذرانم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان