Close the sidebar
خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
Close the sidebar
☰
1 . (جاده و ...) با کمربند حفاظتی مسدود کردن
[فعل]
to cordon off
/kˈɔːɹdən ˈɔf/
فعل گذرا
[گذشته: cordoned off]
[گذشته: cordoned off]
[گذشته کامل: cordoned off]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
(جاده و ...) با کمربند حفاظتی مسدود کردن
محاصره کردن
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
cordon bleu
cordon
cordocentesis
cordless
corditis
cordovan
cords
corduroy
corduroys
cordwood
کلمات نزدیک
cordon
cordless phone
cordless
cordite
cordillera
cordovan
cords
corduroy
cordwainer
core
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان