خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . شکست دادن
2 . شکست
[فعل]
to defeat
/dəˈfiːt/
فعل گذرا
[گذشته: defeated]
[گذشته: defeated]
[گذشته کامل: defeated]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
شکست دادن
معادل ها در دیکشنری فارسی:
از پا درآوردن
زمین زدن
شکست دادن
مغلوب کردن
فایق آمدن
مترادف و متضاد
beat
conquer
win against
lose to
1.The army defeated the rebels.
1. ارتش، شورشیان را شکست داد.
2.They can never defeat us.
2. آنها هرگز نمیتوانند ما را شکست دهند.
[اسم]
defeat
/dəˈfiːt/
قابل شمارش
2
شکست
معادل ها در دیکشنری فارسی:
باخت
هزیمت
ناکامی
شکست
مترادف و متضاد
beating
downfall
failure
loss
success
victory
1.Accept your defeat.
1. شکستت را بپذیر.
2.to admit defeat
2. به شکست اعتراف کردن
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
defeasible
defaulter
default option
default on
default judgment
defeated
defeatism
defeatist
defecate
defecation
کلمات نزدیک
defeasance
defaulter
default
defamiliarization
defame
defeated
defeatism
defecate
defecation
defect
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان