خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . دوست دختر سابق
[اسم]
ex-girlfriend
/ɛks-ˈgɜrlˌfrɛnd/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
دوست دختر سابق
1.I miss my ex-girlfriend.
1. دلم برای دوست دختر سابقم تنگ شده است.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
ex-gambler
ex-directory
ex-boyfriend
ex vivo
ex tempore
ex-husband
ex-serviceman
ex-spouse
ex-wife
exabit
کلمات نزدیک
ex-directory
ex-boyfriend
ex officio
ex
ewe
ex-husband
ex-service
ex-wife
exacerbate
exacerbation
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان