خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . متحمل شدن
[فعل]
to incur
/ɪnˈkɜr/
فعل گذرا
[گذشته: incurred]
[گذشته: incurred]
[گذشته کامل: incurred]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
متحمل شدن
بالا آوردن (مفهوم منفی)، موجب شدن
1.I will pay any expenses incurred.
1. من تمام هزینههای بالا آمده را پرداخت خواهم کرد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
incunable
incumbrance
incumbent on
incumbent
incumbency
incurability
incurable
incurableness
incurably
incurious
کلمات نزدیک
incumbent
incubator
incubation period
incubation
incubate
incurable
incurably
incursion
indebted
indecency
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان