خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . مقدمه
[اسم]
preface
/ˈprefəs/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
مقدمه
دیباچه، پیش گفتار
معادل ها در دیکشنری فارسی:
پیشگفتار
مقدمه
1.I read it in the preface to her new book.
1. من آن را در مقدمه ی کتاب جدیدش خواندم.
2.In his preface he claimed that he had created a new kind of music.
2. در پیش گفتار او ادعا کرده است که نوع جدیدی از موسیقی را ساخته است.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
prefabrication
prefabricated
prefabricate
prefab
preexisting
prefaded
prefatorial
prefatory
prefect
prefectural
کلمات نزدیک
prefabricated
prefab
preen
preempt
preeminent
prefect
prefer
preferable
preferably
preference
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان