خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . به جای
[حرف اضافه]
rather than
/ˈræðər ðæn/
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
به جای
در عوض
rather than something
به جای چیزی
I think I'll have a cold drink rather than coffee.
فکر کنم به جای قهوه، نوشیدنی سرد بنوشم.
rather than doing something
به جای انجام کاری
She went home rather than staying.
او به جای ماندن، به خانه رفت.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
rather
ratfucker
ratfink
rates
ratepayer
rather than me
rathole
rathskeller
ratibida
ratibida columnaris
کلمات نزدیک
rather
rate
ratchet
ratatouille
rat run
ratification
ratify
rating
ratings
ratio
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان