1 . رای مخالف دادن
[فعل]

to blackball

/ˈblækˌbɔl/
فعل گذرا
[گذشته: blackballed] [گذشته: blackballed] [گذشته کامل: blackballed]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 رای مخالف دادن از (استخدام یا عضویت کسی) جلوگیری کردن

informal
  • 1.He couldn't find work because he was blackballed.
    1. او نمی‌توانست کار پیدا کند، چون از استخدام او جلوگیری شده بود.
توضیحاتی در رابطه با blackball
واژه blackball به معنای جلوگیری از پذیرش یا استخدام یک فرد در گروهی بخصوص است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان