1 . موجود
[صفت]

extant

/ekˈstænt/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 موجود باقی

معادل ها در دیکشنری فارسی: موجود
مترادف و متضاد existing
  • 1.A limited number of documents from the period are still extant.
    1. تعداد محدودی اسناد از آن زمان هنوز باقی مانده است.
  • 2.extant remains of the ancient wall
    2. بقایای موجود از دیوار باستانی
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان