1 . نامساعد
[صفت]

inclement

/ɪnˈklemənt/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more inclement] [حالت عالی: most inclement]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 نامساعد شدید، نامتعادل

معادل ها در دیکشنری فارسی: نامساعد
مترادف و متضاد stormy unfavorable
  • 1.People should be prepared for inclement weather.
    1. مردم باید برای آب و هوای نامساعد آماده باشند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان