1 . قرمز بلوطی (رنگ) 2 . رنگ قرمز بلوطی 3 . در جایی دورافتاده (کسی را) رها کردن
[صفت]

maroon

/məˈrun/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 قرمز بلوطی (رنگ)

معادل ها در دیکشنری فارسی: خرمایی
A maroon jacket
یک ژاکت قرمز بلوطی
[اسم]

maroon

/məˈrun/
غیرقابل شمارش

2 رنگ قرمز بلوطی

  • 1.The hat is only available in maroon.
    1. آن کلاه فقط در رنگ قرمز بلوطی موجود است.
[فعل]

to maroon

/məˈrun/
فعل گذرا
[گذشته: marooned] [گذشته: marooned] [گذشته کامل: marooned]

3 در جایی دورافتاده (کسی را) رها کردن در جایی دورافتاده (کسی را) ترک کردن

مترادف و متضاد strand
  • 1.‘Lord of the Flies’ is a novel about English schoolboys marooned on an island.
    1. "سالار مگس‌ها" رمانی درباره پسران مدرسه‌ای انگلیسی است که در جزیره‌ای رها شده‌اند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان