1 . فکر های خود را روی هم ریختن
[عبارت]

put our heads together

/pʊt ˈaʊər hɛdz təˈgɛðər/

1 فکر های خود را روی هم ریختن هم فکری کردن

مترادف و متضاد consult
  • 1.I'm sure we can solve the problem if we all put our heads together.
    1. من مطمئنم اگر فکر های مان را روی هم بریزیم می توانیم این مشکل را حل کنیم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان