1 . منتقد
[اسم]

reviewer

/rɪˈvjuːər/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 منتقد

معادل ها در دیکشنری فارسی: منتقد
  • 1.a book reviewer for ‘The Guardian’
    1. یک منتقد کتاب مجله ی "گاردین"
  • 2.The movie was enthusiastically received by the reviewers.
    2. فیلم با شور و اشتیاق مورد توجه منتقدین قرار گرفت.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان