1 . بهبودی 2 . تجدید حیات 3 . رواج مجدد
[اسم]

revival

/rɪˈvaɪvəl/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 بهبودی تقویت

2 تجدید حیات جانبخشی

معادل ها در دیکشنری فارسی: احیاء

3 رواج مجدد احیا، تجدید

  • 1.A revival of old-fashioned values
    1. رواج مجدد ارزش‌های قدیمی [از مد افتاده]
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان