1 . اطراف
[صفت]

surrounding

/səˈrɑʊnd.ɪŋ/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 اطراف حوالی، حومه

معادل ها در دیکشنری فارسی: محیط
مترادف و متضاد adjoining near neighbouring
surrounding trees
درخت‌های اطراف
the surrounding communities
جوامع اطراف
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان