1 . زیر
[حرف اضافه]

underneath

/ˌʌn.dərˈniːθ/
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 زیر

معادل ها در دیکشنری فارسی: در زیر
  • 1.The tunnel goes right underneath the bay.
    1. آن تونل دقیقا از زیر خلیج عبور می‌کند.
  • 2.They found a bomb underneath the car.
    2. آنها زیر اتومبیل بمبی پیدا کردند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان