[صفت]

annoyed

/əˈnɔɪd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more annoyed] [حالت عالی: most annoyed]

1 آزرده عصبی، ناراحت

معادل ها در دیکشنری فارسی: آزرده آزرده‌خاطر دلخور رنجیده
مترادف و متضاد angry cross irritated vexed
  • 1.He seemed annoyed.
    1. او به نظر آزرده می رسید.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان