[عبارت]

bad blood

/bæd blʌd/

1 خصومت پدرکشتگی

  • 1.There has always been a lot of bad blood between the two family.
    1. همیشه بین دو خانواده خصومت زیادی وجود داشته است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان