[اسم]

bad egg

/bæd ɛg/
قابل شمارش

1 آدم متقلب آدم بی وجود

مترادف و متضاد bum
  • 1.That man is a bad egg, so you should try to avoid him if you can.
    1 . آن مرد فرد متقلبی است، پس بهتر است تا آن جا که می توانی از او دوری کنید.
توضیح درباره اصطلاح bad egg
اصطلاح "تخم مرغ فاسد" برای افرادی به کار می رود که مانند تخم مرغ تا وقتی شکسته نشده و درونش مشخص نشود کسی از فاسد بودن آن خبر ندارد. این افراد هم مانند تخم مرغ فاسد ظاهری خوب ولی درونی فاسد دارند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان