[اسم]

bag

/bæg/
قابل شمارش

1 کیسه پاکت، بسته

مترادف و متضاد pack sack
a plastic/polythene/paper bag
یک کیسه پلاستیکی/فریزر/[پاکت] کاغذی
a bag of something
یک بسته/کیسه چیزی
  • 1. a bag of apples
    1. یک کیسه سیب
  • 2. She ate a bag of chips.
    2. او یک بسته چیپس خورد.
rubbish/garbage bag
کیسه زباله
کاربرد واژه Bag به معنای کیسه
واژه Bag در مفهوم کیسه معمولا به صورت خالی استفاده نمی‌شود و همراه با یک اسم دیگر می‌آید. Bag به هر کیسه پلاستیکی، پارچه‌ای یا کاغذی گفته می‌شود که برای حمل کردن وسایل از آن استفاده می‌شود. مثلا:
"a black garbage bag" (یک کیسه زباله سیاه)
"a paper bag" (یک پاکت کاغذی)

2 کیف چمدان

مترادف و متضاد backpack briefcase pack purse
  • 1.I put my bag in the hall under the chair.
    1 . من کیفم را در راهرو زیر صندلی گذاشتم.
a make-up/shopping bag
کیف آرایش/خرید
to pack/unpack one's bags
چمدان‌های خود را بستن/باز کردن
  • 1. He packed his bags and left.
    1. او چمدان‌هایش را بست و رفت.
  • 2. He's upstairs unpacking his bags.
    2. او طبقه بالا دارد وسایلش را از چمدان‌هایش درمی‌آورد [چمدان‌هایش را باز می‌کند].
کاربرد واژه Bag به معنای کیف
واژه Bag به معنای کیف به کیسه‌ای محکم گفته می‌شود که از پارچه، چرم، پلاستیک و ... درست شده باشد که یک یا دو دسته دارد و انواع مختلفی دارد مانند کوله‌پشتی، کیف مردانه، کیف رودوشی، کیف زنانه و ... . واژه Bag به‌طور کلی به انواع کیف‌های نرم اطلاق می‌شود و برای کیف سامسونت از واژه briefcase استفاده می‌کنیم.
[عبارات مرتبط]
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان