book


/bʊk/
/bʊk/

اسم
1
book [اسم]
1
کتاب

مترادف:   printed work volume
  • 1. I've read all his books .
    1. من تمام کتاب‌هایش را خوانده‌ام.
  • کتابی از استفن کینگ
  • 1. کتابی در باب حیات وحش
  • 2. من کتابی درباره "گلاسکو" خریدم.
  • 3. She wrote a book about the island's history.
    3. او کتابی درباره تاریخچه جزیره نوشت.

فعل
1
to book [فعل]
1
رزرو کردن

گذشته: booked   گذشته کامل: booked  
مترادف:   organize schedule set up
متضاد:   cancel dismiss
  • شما باید پروازتان را رزرو کنید، قبل از آنکه قیمت بلیط‌ها افزایش یابد.
  • این اجرا به طور کامل رزرو شده است.
  • من نام شما را برای پرواز ساعت ده رزرو کردم.
  • من برای شما اتاقی در هتل پلازا رزرو کردم.
  • ما برای مراسم عروسی گروه موسیقی رزرو کردیم.

فعل
2
to book [فعل گذرا و ناگذر]
2
نام بازیکن خطاکار را نوشتن (فوتبال)

گذشته: booked   گذشته کامل: booked  
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان