[صفت]

brooding

/ˈbrudɪŋ/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more brooding] [حالت عالی: most brooding]

1 غمگین

formal
dark, brooding eyes
چشمانی تیره و غمگین

2 تهدیدکننده رعب‌آور

3 کرچ (مرغ)

معادل ها در دیکشنری فارسی: کرچ
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان