[صفت]

capricious

/kəˈprɪʃəs/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more capricious] [حالت عالی: most capricious]

1 دمدمی مزاج بوالهوس، بی‌ثبات

معادل ها در دیکشنری فارسی: بلهوس دمدمی هوس‌باز عشقی متلون
مترادف و متضاد fickle unstable stable
  • 1.A capricious man
    1. یک مرد دمدمی مزاج
  • 2.capricious decisions
    2. تصمیمات بوالهوس
  • 3.capricious plans
    3. برنامه های بی ثبات
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان