[فعل]

to clarify

/ˈklɛrəˌfaɪ/
فعل گذرا
[گذشته: clarified] [گذشته: clarified] [گذشته کامل: clarified]

1 توضیح دادن تبیین کردن، روشن کردن

  • 1.Chapter 2 in the textbook clarifies the process of osmosis.
    1. فصل دوم کتاب درسی پروسه گذرندگی را توضیح می‌دهد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان