[اسم]

clarinet

/ˌklɛrəˈnɛt/
قابل شمارش

1 کلارینت قره نی

معادل ها در دیکشنری فارسی: قره‌نی کلارینت
  • 1.plying the clarinet is the love of my life.
    1. نواختن کلارینت، عشق زندگی من است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان