[اسم]

clarification

/ˌklɛrəfəˈkeɪʃən/
غیرقابل شمارش

1 تصریح شفاف سازی، توضیح

  • 1.That report needs some clarification.
    1. آن گزارش به تصریح نیاز دارد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان