[صفت]

daft

/dæft/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: dafter] [حالت عالی: daftest]

1 احمق ابله، خنگ، ابلهانه، احمقانه

informal
مترادف و متضاد silly
  • 1.Don't be so daft!
    1 . این‌قدر خنگ نباش!
  • 2.She's not as daft as she looks.
    2 . او آن‌قدرها که به نظر می‌رسد احمق نیست.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان