[اسم]

doorbell

/ˈdɔːr.bel/
قابل شمارش

1 زنگ در

معادل ها در دیکشنری فارسی: زنگ درب
  • 1.Five minutes later the postman rang the doorbell.
    1. پنج دقیقه بعد مامور پست زنگ در را زد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان