[صفت]

eager

/ˈiː.gər/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: eagerer] [حالت عالی: eagerest]

1 مشتاق پراشتیاق

مترادف و متضاد keen
  • 1.She seemed very eager to meet you.
    1. او برای دیدن تو بسیار مشتاق به نظر می رسید.
  • 2.They crowded around the spokesperson, eager for any news.
    2. آنها در کنار سخنگو مشتاق برای شنیدن هر خبری، جمع شدند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان