[قید]

eagerly

/ˈiː.gər.li/
غیرقابل مقایسه

1 مشتاقانه

معادل ها در دیکشنری فارسی: مشتاقانه
  • 1.I was eagerly waiting to see her.
    1. مشتاقانه به انتظار دیدن او بودم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان