[فعل]

to elude

/ɪˈlud/
فعل گذرا
[گذشته: eluded] [گذشته: eluded] [گذشته کامل: eluded]

1 طفره رفتن گریختن

معادل ها در دیکشنری فارسی: حاشیه رفتن طفره رفتن
مترادف و متضاد avoid escape evade
  • 1.The criminal has eluded the police for months.
    1. مجرم ماه ها از پلیس طفره رفته است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان