[صفت]

emaciated

/ɪˈmeɪʃieɪtɪd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more emaciated] [حالت عالی: most emaciated]

1 لاغر نحیف

مترادف و متضاد thin fat
  • 1.He was thirty, but looked fifty, with pale skin and an emaciated body.
    1. او سی ساله بود ولی با پوست رنگ پریده و بدنی لاغر پنجاه ساله به نظر می رسید.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان