[صفت]

exhausted

/ɪgˈzɑstəd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more exhausted] [حالت عالی: most exhausted]

1 به‌شدت خسته خسته‌وکوفته

مترادف و متضاد tired out worn out fresh as a daisy raring to go
to be completely/utterly ... exhausted
کاملاً/به‌شدت و... خسته بودن
  • At the end of the night, I was extremely exhausted.
    در پایان شب، به‌شدت خسته بودم.

2 (کاملاً) استفاده‌شده تمام‌شده، تخلیه‌شده

مترادف و متضاد empty used up replenished restocked
  • 1.The exhausted mine was worthless.
    1. معدنِ (کاملاً) تخلیه‌شده، بی‌ارزش بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان