[صفت]

faithless

/fˈeɪθləs/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more faithless] [حالت عالی: most faithless]

1 بی‌وفا خائن

formal
مترادف و متضاد untrustworthy
  • 1.She had written a letter to her faithless lover.
    1 . او به معشوق بی‌وفایش نامه نوشته بود.

2 بی‌اعتقاد بی‌ایمان

formal
  • 1.They were ungodly and faithless.
    1 . آنها بی‌خدا و بی‌ایمان بودند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان