[عدد]

five

/fɑɪv/

1 پنج عدد 5

معادل ها در دیکشنری فارسی: پنج
  • 1.Five, four, three, two, one, blast-off!
    1. پنج، چهار، سه، دو، یک، پرتاب [موشک]!
  • 2.I work five days a week.
    2. من پنج روز در هفته کار می‌کنم.
کاربرد واژه five به معنای پنج
واژه five به معنای عدد پنج، عددی است که قبل از شش و بعد از چهار می‌آید. five عددی فرد است. در انگلیسی، اعداد صفت شمارشی محسوب می‌شوند و برای شمارش اسامی به کار می‌روند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان