[اسم]

furnishings

/ˈfɜːrnɪʃɪŋz/
قابل شمارش

1 اسباب و اثاثیه مبلمان و پرده‌ها

معادل ها در دیکشنری فارسی: مبلمان
  • 1.The wallpaper should match the furnishings.
    1. کاغذ دیواری باید با اسباب و اثاثیه هماهنگ باشد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان