Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . برانگیختن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
to galvanize
/ˈɡælvənaɪz/
فعل گذرا
[گذشته: galvanized]
[گذشته: galvanized]
[گذشته کامل: galvanized]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
برانگیختن
وادار (به عمل) کردن
مترادف و متضاد
arouse
excite
1.The urgency of his voice galvanized them into action.
1. فوریت در صدای او همه را به انجام عمل برانگیخت.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
galvanization
galvanism
galvanic skin response
galvanic pile
galvanic cell
galvanized iron
galvanizer
galvanizing
galvanometer
galveston
کلمات نزدیک
galoshes
galore
gallstone
gallows
gallop
galvanized
galvanometer
gambia
gambit
gamble
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان