Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . حلنشدنی
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[صفت]
insurmountable
/ˌɪnsərˈmaʊntəbl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more insurmountable]
[حالت عالی: most insurmountable]
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
حلنشدنی
فایقناپذیر
مترادف و متضاد
insuperable
1.They were now faced with insurmountable technical problems.
1. آنها اکنون با مسائل فنی حلنشدنی مواجه بودند.
تصاویر
کلمات نزدیک
insurgent
insurgency
insurer
insure
insurance
insurrection
intact
intake
intangible
integer
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان