[اسم]

larder

/ˈlɑːrdər/
قابل شمارش

1 گنجه خوراکی پستو

مترادف و متضاد pantry
  • 1.There’s bread and cheese in the pantry.
    1. نان و پنیر در گنجه خوراکی موجود است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان