[صفت]

liberated

/ˈlɪbəreɪtɪd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more liberated] [حالت عالی: most liberated]

1 آزادشده رهاشده

معادل ها در دیکشنری فارسی: آزاد
liberated areas of the country
مناطق آزاد‌شده کشور [آزادشده از دست دشمن]

2 آزاداندیش بدون نگرش سنتی، روشنفکر

a liberated woman
یک خانم آزاداندیش
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان