[صفت]

personal

/ˈpɜr.sən.əl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more personal] [حالت عالی: most personal]

1 شخصی خصوصی

معادل ها در دیکشنری فارسی: خصوصی شخصی
مترادف و متضاد private general
  • 1.I can only speak from my personal experience.
    1. من فقط می‌توانم از تجربه شخصی‌ام صحبت کنم.
  • 2.Remember to take all your personal belongings with you as you leave the plane.
    2. وقتی که هواپیما را ترک می‌کنی، یادت باشد (که) تمام وسایل شخصی‌ات را با خود ببری.
  • 3.We know very little about his personal life.
    3. از زندگی خصوصی او خیلی کم می‌دانیم.

2 فردی

معادل ها در دیکشنری فارسی: فردی
مترادف و متضاد individual
personal qualities
ویژگی‌های فردی
personal hygiene
بهداشت فردی
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان