[اسم]

precedent

/ˈpresɪdənt/
قابل شمارش

1 رسم سنت، روال، سابقه

معادل ها در دیکشنری فارسی: سابقه
مترادف و متضاد custom model
  • 1.historical precedents
    1. رسوم تاریخی
  • 2.Such protests are without precedent in recent history.
    2. این نوع اعتراض‌ها در تاریخ معاصر سابقه‌ای ندارند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان