[فعل]

to precede

/prɪˈsid/
فعل گذرا و ناگذر
[گذشته: preceded] [گذشته: preceded] [گذشته کامل: preceded]

1 پیش قرار گرفتن جلو بودن

formal
مترادف و متضاد come before go in advance of follow succeed
  • 1.A prominent speaker preceded the ceremony of the granting of the diplomas.
    1. سخنران برجسته‌ای پیش از مراسم اهداء دیپلم (به فارغ‌التحصیلان) سخنرانی کرد.
  • 2.In a gallant gesture, Ronnie allowed Amanda's name to precede his in the program listing.
    2. "رونی" در حرکتی جوانمردانه اجازه داد که اسم "آماندا" قبل از اسم او در لیست برنامه قرار بگیرد.
  • 3.Lyndon Johnson preceded Richard Nixon as president.
    3. "لیندن جانسن" در مقام ریاست جمهوری پیش از "ریچارد نیکسن" قرار داشت.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان