[اسم]

recreation

/ˌrɛkriˈeɪʃən/
قابل شمارش

1 سرگرمی تفریح

معادل ها در دیکشنری فارسی: تفریح تفنن
  • 1.Emma's only form of recreation seems to be shopping.
    1. به نظر تنها نوع تفریح "اما" خرید کردن است.
  • 2.His favorite recreations are golf and playing tennis.
    2. سرگرمی‌های مورد علاقه او گلف و تنیس بازی کردن است.

2 بازآفرینی

معادل ها در دیکشنری فارسی: بازآفرینی
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان