[اسم]

shed

/ʃɛd/
قابل شمارش

1 انبار آلونک، آغل

  • 1.a bicycle shed
    1 . آلونک دوچرخه
  • 2.a garden shed
    2 . انبار باغ
[فعل]

to shed

/ʃɛd/
فعل گذرا و ناگذر
[گذشته: shed] [گذشته: shed] [گذشته کامل: shed]

2 انداختن ریختن

  • 1.I shed a few tears when he left.
    1 . او وقتی رفت من چند قطره اشک ریختم [کمی گریه کردم].
  • 2.In order to grow, crabs must shed their shells.
    2 . خرچنگ ها برای اینکه رشد کنند باید پوسته ی خود را بیندازند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان